با توجه به تعداد زیاد وبلاگ ها و همچنین با وجود وبلاگ های پر محتوا متاسفانه امکان لینک دادن به تمامی عزیزان وجود ندارد بنابراین از دوستان عزیز تقاضا دارم در صورتی که مایلند به آنها لینک داده شود در قسمت نظر خواهی اعلام کنند . همچنین ممنون میشوم در وبلاگتان به این وبلاگ هم لینک بدهید......با تشکر ....پیمان شب، سکوت، کویر
X
تبلیغات
رایتل
شب، سکوت، کویر
    ایمیل
 
 

آرشیو

چکیده از قلم در سکوت شب و پر کشیده به کویر

موضوع بندی
 
یکشنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1385
العالم، سیاست های نامعلوم، نتایج مبهم

29 اسفند 1381 (20 مارس 2003) جنگ آمریکا و انگلیس علیه عراق رسما آغاز گردید.

در گرما گرم این جنگ، شهروندان ایرانی، بر صفحه تلویزیون خود با آرم و نشانی جدید روبرو شدند که از ظهور شبکه ای عرب زبان خبر می داد.

ناظران سیاسی در آن سوی مرزها بسیار زودتر از ایرانیان به ظهور این عضو جدید در خانواده جام جم پی بردند؛ « العالم » با انتخاب عنوان « حرب السیطره » برای بزرگترین رویداد نظامی منطقه و گزینش خبرنگارانی با لهجه عراقی نگاه ها را به خود معطوف کرد.

این کانال خبری پخش منظم برنامه هایش را در ماه مارس 2003 آغاز کرد.

سایت خبری BBC در مقاله ای با عنوان « نقش رسانه های ایرانی در خاورمیانه » به بررسی رسانه های برون مرزی ایران پرداخته و اینگونه می نویسد:

« ایران برای حضور در جنگ رسانه ای با تٲسیس شبکه های خبری تلویزیونی ماهواره ای و رادیویی هزینه زیادی کرده است و این اقدام به منظور صدور دیدگاه های ایران به کشورهای منطقه صورت می گیرد. العالم یکی از شبکه های عربی زبان است که در جریان سقوط صدام حسین آغاز به کار کرد. »

 

نویسنده مقاله در ادامه به این موضوع اشاره می کند که : « این شبکه در زمان جنگ آمریکا و عراق گوی سبقت را از دیگران ربود. از آنجایی که این شبکه از طریق آنتن معمولی در تمام عراق قابل دریافت است، توانست پیش از شبکه های ماهواره ای عرب زبان به خانه های مردم عراق راه پیدا کند. »

مدیرعامل این شبکه - حسین بهشتی پور- در مصاحبه ای با یکی از رسانه های داخلی، العالم را به عنوان شبکه جهان اسلام معرفی کرد، با هدف اطلاع رسانی صحیح، سریع و به موقع خبر.

با توجه به اینکه پوشش خبری این شبکه همه کره زمین به غیر از جنوب آفریقا و جنوب آمریکا بود و هرچند در آن زمان خبرگزاری رویتر و برخی خبرگزاری های دیگر به نقل از العالم گزارش می دادند، اما به نظر می رسید مخاطبین این شبکه به اندازه مخاطبین دیگر شبکه های عربی منطقه نباشد.

هرچند این شبکه از سوی ایران تٲسیس شد و تمامی هزینه های آن نیز از بودجه صدا و سیما تٲمین می شد، اما در آن شاهد استفاده از واژه هایی چون « المحمره » برای خرمشهر و « خلیج » بودیم که این مر باعث می شد تا هویت عربی آن بیشتر از هویت ایرانی اش باشد.

مدیر شبکه در ادامه مصاحبه اش از استفاده از آن کلمات اظهار بی اطلاعی کرده و اشاره می کند این شبکه نسبت به استفاده این الفاظ از جانب مدعوین و یا در نقل قول های مستقیم، حساسیت نشان نخواهد داد.

در حالی که ایران سال هاست با جمع آوری اسناد و مدارک و تشکیل بنیادهایی، درصدد اثبات نام « خلیج فارس» است و در برابر هرگونه استفاده از واژه « خلیج » و یا « خلیج عربی» از جانب بیگانگان مقاومت کرده و گاهی واکنش های تندی نشان می دهد، چگونه است که در شبکه خودش حساسیتی نشان نمی دهد؟!!!

مدیر شبکه العالم، تبلیغ جمهوری اسلامی را وظیفه این شبکه نمی داند و آن را وظیفه شبکه سحر اعلام می کند.

حال مشخص نیست چرا شبکه ای با این وسعت و با این هزینه هنگفت با صراحت تمام از تبلیغ برای نظام ایران سر باز می زند. این در حالی است که این شبکه عرب زبان می توانست بسیاری از تبلیغ های سوء رسانه های غربی را حداقل در منطقه خنثی کند.

از دیگر مسائلی که به نظر می رسد این شبکه نسبت به آن حساسیتی نشان نمی دهد، پخش برنامه هایی است با حضور زنان و دختران بی حجاب به عنوان شرکت کننده در بررسی مسائل سیاسی و اجتماعی که در لبنان ضبط می گردد. این زنان و دختران در واقع نمایش یک زن مسلمان است که از جانب ایران نیز تٲیید می شود.

* * *

با وجود فضای حرفه ای و شیوه ماهرانه تهیه و پخش برنامه ها و گزارش های خبری العالم و استفاده از خبرنگارانی در کشورهای مختلف و سرعت در انتشار خبر و سانسور کمتر خبری - برخلاف شبکه های داخلی همچون « شبکه خبر» - اما به نظر می رسد این شبکه، بعد از گذشت چند سال از تٲسیس آن هنوز نتوانسته است جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند.

« العالم » نه  تنها در میان شبکه های ماهواره ای هتل های کشورهای عربی منطقه، بلکه در شبکه های هتل های ایرانی نیز جایی ندارد.

شاید تنها منطقه مورد نفوذ این شبکه عراق باشد که به گسترش نفوذ ایران در عراق بعد از صدام کمک کرد.

 
پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1385
سومین سالگرد

شب، سکوت، کویر سه ساله شد و چهارمین سال فعالیت خود را آغاز می کند. این وبلاگ 11 روز پس از تاسیس blogsky متولد شد.

اولین بار دوست عزیزم همایون بود که مرا با blogsky و وبلاگ نویسی آشنا کرد و راهنمایی های او باعث شد تا بتوانم وبلاگ بهتری داشته باشم. خود او در زمینه طنز می نوشت اما به یک باره وبلاگ نویسی را رها کرد. متاسفانه مدتی است از ایشان خبری ندارم؛ امیدوارم هر جا هستند، موفق و مٶید باشند.

هیچ وقت اولین روز شروع وبلاگ نویسی و اولین پستم را فراموش نمی کنم. ابتدا می خواستم از خودم و دلتنگی هایم بنویسم، اما بعد از مدتی متوجه شدم بیشتر مطالب به سمت مشکلات اجتماعی سوق داده شده و نا خودآگاه گرایش به آن سمت پیدا کرده ام. شاید تنها دلیل، آن بود که فکر می کردم دردها و غصه هایم در برابر دردهای دیگران ناچیز و گاهی خنده دار به نظر می رسد.

در این میان ابوی هم دست به قلم شد و انتشار مطالبی از ایشان به وباگ ارزشی دیگر بخشید.

در این مدت با غم ها و شادی ها و مشکلات بسیاری همراه شدم که گاهی این غم ها و ناراحتی ها باعث می شد تا وبلاگ نویسی را برای مدتی ترک کنم که دلایل آن را در مطلبی با عنوان « چرا اینچنین شد؟» مطرح کرده بودم؛ و گاهی نیز این ترک وبلاگ اجباری بود.

در آخر باید اعتراف کنم، از اینکه وبلاگ نویسی را شروع کردم بسیار خوشحالم. برخی تجربیاتی که در طول این مدت بدست آوردم را شاید در هیچ کار دیگری نمی توانستم کسب کنم. با دوستان بسیار خوبی از این طریق آشنا شدم. دوستانی که از طریق دنیای مجازی با آنها آشنا شدم و گاهی این دوستی ها در قرارهایی به دنیای واقعی کشیده شد.

امیدورام بتوانم به نوشتن ادامه دهم و تا زمانی بنویسم که حرفی تازه برای گفتن داشته باشم.

در آخر از تمام دوستانی که تا به حال همراه من بودند تشکر می کنم. دوستانی که با نظر دادنشان باعث شدند تا مطالب جدیدی یاد بگیرم و گوشه ای از نادانسته هایم را که بسیار زیاد هستند را بپوشانم.


 
یکشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1385
محمد (ص) از نگاه ویل دورانت

زندگی پیامبر، بسیار ساده بود. خانه هایی که بتوالی در آنها اقامت گرفت همه از خشت بودند و بیش از دو متر و نیم بلندی نداشتند. سقف آنها از شاخه خرما بود و درب آنها پرده هایی از موی بز یا کرک شتر. بستر وی تشکی بود که بر زمین گسترده می شد. بارها او را می دیدند که پاپوش خود را می دوخت، یا لباس خود را وصله می زد، یا آتش روشن می کرد، یا خانه را جارو می کرد، یا بز خانگی را در حیاط می دوشید، و یا از بازار خوراکی می خرید. با دست غذا می خورد و پس از غذا انگشتان خود را پاک می کرد. خوراک عمده وی خرما و نان جو بود، شیر و عسل همه تجملی بود که گاهی از آن بهره می گرفت. شراب را که بر دیگران حرام کرده بود هرگز ننوشید. با بزرگان خوش برخورد و با ضعیفان گشاده رو بود، و در مقابل گردن فرازان مغرور، بزرگ، و با مهابت. با یاران خود سختگیر نبود، از بیماران عیادت می کرد، در تشییع هر جنازه ای که بر او می گذشت شرکت می جست. هرگز به ابهت قدرت تظاهر نمی کرد، دوست نداشت که نسبت بدو با تکریم خاص رفتار کنند. دعوت برده را برای غذا می پذیرفت. کاری که قوت و فرصت انجام آن را داشت به برده واگذار نمی کرد. با آنکه از غنیمت و منابع دیگر مال فراوان به دست او می رسید، برای خانواده خود بسیار کم خرج می کرد؛ آنچه برای خودش تخصیص می داد از کم هم کمتر بود؛ قسمت اعظم مالی را که به دست او می رسید صرف صدقات می کرد...

 

( برگرفته از کتاب " تاریخ تمدن"  نوشته "ویل دورانت" جلد چهارم)


<<    1       ...       3       4       5       6       7       ...       35    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 289399


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها