با توجه به تعداد زیاد وبلاگ ها و همچنین با وجود وبلاگ های پر محتوا متاسفانه امکان لینک دادن به تمامی عزیزان وجود ندارد بنابراین از دوستان عزیز تقاضا دارم در صورتی که مایلند به آنها لینک داده شود در قسمت نظر خواهی اعلام کنند . همچنین ممنون میشوم در وبلاگتان به این وبلاگ هم لینک بدهید......با تشکر ....پیمان شب، سکوت، کویر
X
تبلیغات
رایتل
شب، سکوت، کویر
    ایمیل
 
 

آرشیو

چکیده از قلم در سکوت شب و پر کشیده به کویر

موضوع بندی
 
جمعه 20 تیر‌ماه سال 1382
مرگ

انسان همواره در زندگی خود را می پوشاند٬ همواره در زیر نمودی که به چشم دیگران می آید پنهان است.تنها دوجاست که غالبا نقابی راکه در سراسر عمر بر چهره دارد پس می زند: سلول زندان و بستر مرگ. در این دو جاست که فرصت عزیزی به دست می آید٬ تا چهره حقیقی هر کس را خوب ببینی٬ به ویژه مرگ!

آدمی بوی مرگ را که می شنود صمیمی می شود. بر بستر احتضار٬ هر کس "خودش" است. وحشت مرگ چنان او را سراسیمه می سازد که مجال تظاهری نمی یابد٬ حادثه چنان بزرگ است که دیگران همه کوچک می شوند. روح وحشتزده از نهانگاهی که یک عمر به مصلحتی در آن از انظار پنهان شده بود برهنه بیرون می آید. مرگ٬ در این نهانخانه را زده است.

مردن نیز خود هنری است و همچون هر هنری باید آن را آموخت٬ نمایشی سخت زیبا و عمیق٬ تماشایی ترین صحنه زندگی. بسیار کم اند مردانی که زیبا مرده اند. بی شک آنهایی که      می دانند چگونه باید مرد٬ می دانسته اند که چگونه باید زیست; چه٬ برای کسانی که زندگی کردن تنها دم بر آوردن نیست٬ جان دادن نیز تنها دم بر نیاوردن نیست٬ خود یک کار است٬ کاری بزرگ همچون زندگی.

مردن های بزرگ نیز همه بر یک گونه نیست. هر کس آنچنان می میرد که که زندگی می کند٬ آنچنان می میرد که هست.

( برگرفته از کتاب " از هجرت تا وفات" نوشته "دکتر علی شریعتی" )


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 289693


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها